شمع با مضطرب از دست حمایت باشد
مرگ بهتر ز حیاتی که به منت باشد
۱ثمر از بید و گل از شوره زمین می چیند
از تماشا نظر آن را که به عبرت باشد
۲خاک را چاشنی شهد مصفا دادن
چشمه کاری است که در شان قناعت باشد
۳خط که پروانه قتل است هوسناکان را
پیش بالغ نظران آیه رحمت باشد
۴باش بر روی زمین بر سر آتش چو سپند
تا ترا زیر زمین خواب فراغت باشد
۵چون صدف بخیه لب می شودش عقد گهر
هر که گنجینه اسرار حقیقت باشد
۶حیف و صد حیف که در حلقه این سنگدلان
نیست گوشی که پذیرای نصیحت باشد
۷گرچه پستیم، نیاریم فلک را به نظر
پایه مرد به اندازه همت باشد
۸دولت آن است که پیوسته و جاوید بود
دولت آن نیست که موقوف به نوبت باشد
۹دیولاخی است جهان در نظر او صائب
هر که را ره به پریخانه عزلت باشد
۱۰