غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۳۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟

موج کی مانع آمد شد دریا باشد؟

۱

پیش چشمی که نرفته است ازو آب حیا

در و دیوار جهان دیده نابینا باشد

۲

سنگ را صنعت فرهاد به حرف آورده است

ناز تحسین نکشد کار چو گویا باشد

۳

با نسیم سحری دست و گریبان گردد

رشته شمع، گر از پنبه مینا باشد

۴

قلزم از روی گهر گرد یتیمی نبرد

یوسف مصر به صد قافله تنها باشد

۵

شمع در پرده فانوس نماند پنهان

هر چه در دل بود از جبهه هویدا باشد

۶

در تنوری چه قدر جلوه نماید طوفان؟

شور دیوانه به اندازه صحرا باشد

۷

چهره عاقبت کار به روشن گهران

هم ز آیینه آغاز هویدا باشد

۸

خال رخسار تو از زلف دلاویزترست

نقطه ای نیست درین صفحه که بیجا باشد

۹

کف بی مغز چه پروای معلم دارد؟

روی عنبر سیه از سیلی دریا باشد

۱۰

نکشد سر به گریبان خجالت صائب

هر که امروز در اندیشه فردا باشد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: باشدقافیه: ـا۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. باشدباشد
  2. حیاباشد
  3. استباشد
  4. گرددباشد
  5. نبردباشد
  6. پنهانباشد
  7. طوفانباشد
  8. گهرانباشد
  9. دلاویزترستباشد
  10. داردباشد
  11. صائبباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.