غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۳۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد

بوی کافور شنیدی و دلت سرد نشد

۱

آخرین عطر تو کافور ازان می سازند

که به مردن دلت از کار جهان سرد نشد

۲

بوی کافور ازین مرده دلان می آید

که به این طایفه آمیخت که نامرد نشد؟

۳

عشق تردست تو صد خانه دل کرد خراب

که ز یک سینه نمایان اثر گرد نشد

۴

از حوادث دل آزاد چه پروا دارد؟

چهره سرو ز بیداد خزان زرد نشد

۵

خام چون سرو به باغ آمد و بیرون شد خام

هرکه صائب ز جهان حادثه پرورد نشد

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نشدقافیه: ـرد۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نشدنشد
  2. سازندنشد
  3. آیدنشد
  4. خرابنشد
  5. داردنشد
  6. خامنشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.