حساب زخم دل ما که می تواند کرد؟
شمار موجه دریا که می تواند کرد؟
۱ستاره های فلک را شمردن آسان است
حساب داغ دل ما که می تواند کرد؟
۲اگر نه سبحه ریگ روان به دست افتد
شمار آبله پا که می تواند کرد؟
۳خمار من لب میگون یار می شکند
مرا شکفته به صهبا که می تواند کرد؟
۴توان به دیده خورشید رفت چون شبنم
نظر بر آن رخ زیبا که می تواند کرد؟
۵نگاه حوصله سوزست و خنده هوش ربا
ترا دلیر تماشا که می تواند کرد؟
۶مگر ز چشم غزالان سواد برداریم
نظر به نرگس لیلی که می تواند کرد؟
۷عنان سیر تو چون می به دست خودرایی است
ترا به وعده تقاضا که می تواند کرد؟
۸اگر به شیشه کند خون من سپهر کبود
میانجی می و مینا که می تواند کرد؟
۹مگر کرشمه توفیق خضر راه شود
وگرنه توبه ز صهبا که می تواند کرد؟
۱۰توان به آتش خورشید آب زد صائب
علاج آتش سودا که می تواند کرد؟
۱۱گذاشتیم چمن را به بلبلان صائب
به این گروه مدارا که می تواند کرد؟
۱۲