حضور روی زمین در فتادگی باشد
هدف نشانه تیر از ستادگی باشد
۱به قدر ریزش ابرست بخشش دریا
گهرفشانی دست از گشادگی باشد
۲به قدر نقش پذیری سیاه گردد دل
صفای سینه به مقدار سادگی باشد
۳ز سنگ لعل و ز نِی می شود شکر پیدا
چه احتیاج هنر را به زادگی باشد
۴ز چاه یوسف مصری به اوج جاه رسید
عروج مرد به قدر فتادگی باشد
۵در اختیار نباشد سوار پابرجا
عنان مرد به دست از پیادگی باشد
۶چنان که گردش پرگار ار فشردن پاست
روانی سخن از ایستادگی باشد
۷گشاده روی به اخوان سلوک کن صائب
که فیض صبحدم از روگشادگی باشد
۸