غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۴۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر به قامت رعنای او نظاره کند

ز طوق فاخته زنجیر سروپاره کند

۱

من و نظاره ابروی او که چون مه عید

تمام عیش جهان را به یک اشاره کند

۲

نصیب صبح ز خورشید داغ حسرت شد

دگر کسی به چه امید سینه پاره کند

۳

نفس شمرده زند هر که در بساط وجود

چوصبح زندگی خویش را دوباره کند

۴

گرفتم این که بود موج در شنا تردست

چه دست وپای درین بحر بی کناره کند

۵

عجب که فرصت دیدن به عیب خلق رسد

به عیب خویش اگر آدمی نظاره کند

۶

چهابه چشم تماشاییان کند یا رب

رخی که دیده خورشید پرستاره کند

۷

نهان چگونه کنم عشق را که زور شراب

به شیشه های تنک کار سنگ خاره کند

۸

چو شمع گریه هرکس که آتشین باشد

جز این که دست بشوید ز جان چه چاره کند

۹

کسی که چون دل صد پاره مصحفی دارد

چرا به مهره گل صائب استخاره کند

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کندقافیه: ـاره۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کندکند
  2. عیدکند
  3. شدکند
  4. وجودکند
  5. تردستکند
  6. رسدکند
  7. ربکند
  8. شرابکند
  9. باشدکند
  10. داردکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.