غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۰۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خیال روی تو از دل به در نمی‌آید

که خودپرست ز آیینه بر نمی‌آید

۱

نمی‌کند دل بی‌تاب من نفس را راست

نهال قامت او تا به بر نمی‌آید

۲

لب شکایت من از وصال بسته نشد

رفوی زخم ز موی کمر نمی‌آید

۳

چنان ز حسن گلوسوز شد جهان خالی

که بوی سوختگی از جگر نمی‌آید

۴

در آن حریم که آیینه‌طلعتی باشد

نفس ز مردم آگاه برنمی‌آید

۵

ازآن ز راز خرابات خلق بی‌خبرند

که با خبر کس از آنجا به در نمی‌آید

۶

علاج تنگی راه درشت همواری است

که پای رشته به سنگ از گهر نمی‌آید

۷

جز این که گرد برآرد ز خاکدان وجود

دل رمیده به کار دگر نمی‌آید

۸

سخن به لب نرسد بی‌سخن‌کشی صائب

گهر به پای خود از بحر برنمی‌آید

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: آیدقافیه: ـنمی۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«آید» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌آیدنمی‌آید
  2. راستنمی‌آید
  3. نشدنمی‌آید
  4. خالینمی‌آید
  5. باشدبرنمی‌آید
  6. بی‌خبرندنمی‌آید
  7. استنمی‌آید
  8. وجودنمی‌آید
  9. صائببرنمی‌آید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.