غزلیاتغزل شمارهٔ ۴۰۰۶ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریخرد به زور می ناب برنمی آیدکتان ز عهده مهتاب برنمی آید۱درازدستی سنگ خطر اگر این استسبوی هیچ کس از آب برنمی آید۲دل غیور مرا شکوه اختیاری نیستدهان زخم به خوناب بر نمی آید۳در آن زمین که شهیدی به خون نغلطیده استبهار لاله سیراب برنمی آید۴اگر به آینه آفتاب سنگ خوردز چشم سخت فلک آب برنمی آید۵ز شور ناله صائب ز خواب مخمل جستهنوز چشم تو از خواب برنمی آید۶