شرمی که بود ساخته مطلوب نباشد
شهباز نظر دوخته محجوب نباشد
۱یوسف صفتی را که زلیخا برداز راه
پروای نظربازی یعقوب نباشد
۲از چهره بی شرم شود عشق هوسناک
زان حسن بپرهیز که محجوب نباشد
۳حسنی که ز صورت نبود معنی او بیش
گرماه تمام است که مرغوب نباشد
۴درد همه کس بیشتر از تاب و توان است
در پله خودکیست که ایوب نباشد
۵چندان که چو گل گوش فکندیم درین باغ
حرفی نشنیدیم که دلکوب نباشد
۶بی سختی ایام بصیرت نتوان یافت
کورست هرآن ره که لگدکوب نباشد
۷عقل است حجاب کشش عالم بالا
دیوانه محال است که مجذوب نباشد
۸صائب دل عاشق به چه امید شود خون
خونخواری اگر شیوه محبوب نباشد
۹