غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

چو خوش است اتحادی که حجاب تن نماند

که من آن زمان شوم من که اثر ز من نماند

۱

شده محو جان روشن تن ساده لوح غافل

که ز شمع غیرداغی به دل لگن نماند

۲

ز کلام پوچ عالم جرسی است پر ز غوغا

به چه خلوت آورم رو که به انجمن نماند

۳

ز نشان ونام بگذر به امید بازگشتن

که عقیق نامجو را هوس یمن نماند

۴

چو قلم ازان ز خجلت سرخودبه زیر دارم

که ز من به جای چیزی به جز از سخن نماند

۵

همه شب در انتظارم که چو شمع صبحگاهی

نفسی بر آرم از دل که نفس به من نماند

۶

نگذاشت جان روشن اثری ز جسم صائب

که زشمع هیچ بر جا ز گداختن نماند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نماندقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نماندنماند
  2. غافلنماند
  3. غوغانماند
  4. بازگشتننماند
  5. دارمنماند
  6. صبحگاهینماند
  7. صائبنماند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.