ز شور عشق مرا شد دل خراب لذیذ
که می شود چو نمکسود شد کباب لذیذ
۱به کام نشائه شناسان شیوه معشوق
بود چو تلخی می تلخی عتاب لذیذ
۲ز خط به خوردن خون چشم یار مایل شد
که در بهار به مستان بود شراب لذیذ
۳مدار از دل من تیغ آبدار دریغ
که هست بر جگر تشنه همچو آب لذیذ
۴غم از عتاب ندارم که در مذاق من است
نگاه تند تو چون تلخی شراب لذیذ
۵در آفتاب توان زیر ابر دید دلیر
جمال یار بود در ته نقاب لذیذ
۶به وعده های دروغ از تو قانعم که بود
به چشم تشنه لبان موجه سراب لذیذ
۷ز خط رقیب شد از حسن یار روگردان
که با شعور بود صحبت کتاب لذیذ
۸به چشم آن که به شیرین لبی نظر دارد
بود چو شیر و شکر سیر ماهتاب لذیذ
۹جواب خشک ازان لعل آبدار، بود
به گوش تشنه لبان چون صدای آب لذیذ
۱۰ز روی گرم سخن پخته می شود صائب
که می شود ثمر خام از آفتاب لذیذ
۱۱