ناقص از کامل برد لذت ز دنیا بیشتر
دیده احول کند عیش دو بالا بیشتر
۱زشت راآیینه تاریک باشد پرده پوش
می رسد آزاربد گوهربه بینا بیشتر
۲گوشه گیران را مسلم کی گذارد روزگار؟
از گرانان می کشد آزار،عنقا بیشتر
۳هیچ باغ دلگشا چون جبهه واکرده نیست
می کشد صاحبدلان را دل به صحرا بیشتر
۴عمر در برچیدن دامن سرآمد سرو را
می کنند آزادگان وحشت ز دنیا بیشتر
۵چون زمین نرم از من گرد بر می آورند
می کنم هر چند بامردم مدارا بیشتر
۶آب گوهر می فزاید تشنگی چون آب شور
می تپد از تشنگان برخاک دریابیشتر
۷در سر بی مغز باشد باده را شور دگر
درنیستان می شود این شعله رعنا بیشتر
۸تلخ شد از کوهکن بر چشم شیرین خواب ناز
کارشیرین دل برد از کارفرما بیشتر
۹گشت از دشنام شوق آن لب میگون زیاد
گردد از تلخی می لعلی گوارا بیشتر
۱۰درسیاهی می توان گل چید از آب حیات
گریه راباشد اثر دامان شبها بیشتر
۱۱خانه های کهنه صائب مسکن مارست ومور
درکهنسالان بود حرص وتمنابیشتر
۱۲