دل بود مایل به خط عنبرافشان بیشتر
هست در ابر سیاه امید باران بیشتر
۱خط برون می آورد شیرین لبان را ازحجاب
می شود در پرده شب غنچه خندان بیشتر
۲خار خار دلبری از خط فزون شد حسن را
حرص گل در جمع زر گردد زدامان بیشتر
۳ناز خوبان می شود در روزگار خط زیاد
خواب می گردد گران ازبوی ریحان بیشتر
۴می برد دل بیش ازان لبهای شیرین خط سبز
رتبه این ظلمت است ازآب حیوان بیشتر
۵گرچه امید ظفر با لشکر برگشته نیست
می کند صید دل آن برگشته مژگان بیشتر
۶روزی بی دست وپایان می رسداز خوان غیب
قسمت دیوانه گردد سنگ طفلان بیشتر
۷پرده پوشی می کند بی پرده راز عشق را
می کشد این شمع قد در زیر دامان بیشتر
۸در بساط بی سرو پایان مجو صبر وقرار
تشنه سیرست گوهرهای غلطان بیشتر
۹سیل بی زنهار در معموره طوفان می کند
شور مجنون است درشهر ازبیابان بیشتر
۱۰گرچه گردد کم صدا چون کاسه چینی شکست
درشکستن می کند دل صائب افغان بیشتر
۱۱