غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۲۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حسن را در کار نبود باده ناب دگر

چشمه خورشید مستغنی است از آب دگر

۱

هرکه را بر طاق ابروی تو افتاده است چشم

نیست ممکن سر فرود آرد به محراب دگر

۲

صبح آگاهی شود گفتم مرا موی سفید

چشم بی شرم مرا شد پرده خواب دگر

۳

از کهنسالی امید سیر چشمی داشتم

قامت خم شد ز حرص طعمه قلا ب دگر

۴

این زمین شور از خود آب بر می آورد

نیست حاجت خانه ما را به سیلاب دگر

۵

گرچه در ظاهر ز دنیا چشم خود پوشیده ام

می تراود هر نفس زین زخم خوناب دگر

۶

گفتم از دنیا بشویم دست چون دل خون شود

این شفق شد از هواجویی می ناب دگر

۷

از مروت نیست ای ابر بهار استادگی

مزرع ما خوشه می بندد به یک آب دگر

۸

در حریم سینه ما فرش باشد آه سرد

نیست حاجت کلبه مارا به مهتاب دگر

۹

گرچه در حاجت روایی کعبه طاق افتاده است

دردمندان رادل چاک است محراب دگر

۱۰

آه کز سرگشتگی آب روان عمر را

هست چون زنجیر از هر حلقه گرداب دگر

۱۱

از نصیحت گوهری هر کس به گوش من کشید

صائب از بهر گرانی گشت سیماب دگر

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دگرقافیه: ـب۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. دگردگر
  2. چشمدگر
  3. سفیددگر
  4. داشتمدگر
  5. آورددگر
  6. امدگر
  7. شوددگر
  8. استادگیدگر
  9. سرددگر
  10. استدگر
  11. رادگر
  12. کشیددگر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.