غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکل‌ها

به یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دل‌ها

۱

غزالی نیست بی‌خلخال در دامان این صحرا

ز بس پاشید از زور جنون من سلاسل‌ها

۲

طلبکار تو چون سیلاب آرامش نمی‌داند

سرانجام اقامت می‌کند بیهوده، منزل‌ها

۳

اگر داری طمع کز بی‌نیازان جهان گردی

مشو در پرده شب غافل از دریوزه دل‌ها

۴

عبث جان می‌کنم، در خاک و خون بیهوده می‌غلتم

نثاری نیست در طالع مرا چون رقص بسمل‌ها

۵

ضعیفان را به منزل می‌رساند بی پر و بالی

ز کف خاشاک را آماده در بحرست ساحل‌ها

۶

چو عشق افتاد خالص، سنگ را دل نرم می‌سازد

کسی پروانه را مانع نمی‌گردد ز محفل‌ها

۷

صدف بی‌ابر هیهات است از دریا گهر گیرد

مده تا ممکن است از دست، دامان وسایل‌ها

۸

ز من رو می‌کند در پرده پنهان یار، ازین غافل

که من کیفیت دیدار می‌یابم ز حایل‌ها

۹

دلی کز عشق دارد درد و داغی، می‌شود ظاهر

نمایان است صائب محمل لیلی ز محمل‌ها

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: هاقافیه: ـل۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ها» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد

پایان مصرع‌ها

  1. مشکل‌هادل‌ها
  2. صحراسلاسل‌ها
  3. نمی‌داندمنزل‌ها
  4. گردیدل‌ها
  5. می‌غلتمبسمل‌ها
  6. بالیساحل‌ها
  7. می‌سازدمحفل‌ها
  8. گیردوسایل‌ها
  9. غافلحایل‌ها
  10. ظاهرمحمل‌ها

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.