غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ناله‌ای از ته دل کرد سپند آخر کار

سوخت خود را و برون خوست ز بند آخر کار

۱

از دل سوخته نومید نمی‌باید شد

می‌شود خال رخ شعله سپند آخر کار

۲

عرق سعی محال است که گوهر نشود

می‌رسد ذره به خورشید بلند آخر کار

۳

هرکه از پوست در آغاز نیامد بیرون

همچو بادام نپیوست به قند آخر کار

۴

جان محال است که در جسم بماند جاوید

می‌رهد یوسف بی‌جرم ز بند آخر کار

۵

سخن حق چه خیال است افتد بر خاک؟

می‌شود رتبه منصور بلند آخر کار

۶

که دعا کرد ندانم ز جگرسوختگان ؟

که شود روزی مور آن لب قند آخر کار

۷

چون کمان گرچه به خود خلق کنندت نزدیک

همچو تیر از بر خود دور کنند آخر کار

۸

دلگشای است نسیم سحری، می‌ترسم

که شود غنچه من بیهده‌خند آخر کار

۹

همت آن نیست که آتش نزند در عالم

می‌جهد برقی ازین ابر بلند آخر کار

۱۰

کاش در زندگی از خاک مرا برمی‌داشت

آن که بر تربت من سایه فکند آخر کار

۱۱

زینهار ای نی بی‌مغز سر از بند مپیچ

که شود تنگ شکر هر سر بند آخر کار

۱۲

مشت خاک من سودازده را صائب چرخ

از چه برداشت نخست از چه فکند آخر کار

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آخر کارقافیه: ـند۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. کارکار
  2. شدکار
  3. نشودکار
  4. بیرونکار
  5. جاویدکار
  6. خاککار
  7. جگرسوختگانکار
  8. نزدیککار
  9. می‌ترسمکار
  10. عالمکار
  11. برمی‌داشتکار
  12. مپیچکار
  13. چرخکار

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.