ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار
پاس شکوه عشق و محبت نگاه دار
۱ای عقل نیست جای تو سر منزل جنون
این شیشه راز سنگ ملامت نگاه دار
۲چون داده ای عنان به کف خلق، دل مده
یاری برای گوشه عزلت نگاه دار
۳لب تر به وصف آب خضر بیش ازین مکن
شرم حضور تیغ شهادت نگاه دار
۴رغبت مکن به نعمت الوان روزگار
ای شوخ چشم، شرم قناعت نگاه دار
۵درعالم مجاز نفس را شمرده زن
دم را برای بحر حقیقت نگاه دار
۶دندان فرو مبر به لب جام بیش ازین
زخمی برای دست ندامت نگاه دار
۷ای دل چه گرم آه شر ربار گشته ای ؟
مدی برای صبح قیامت نگاه دار
۸ما را که چون سپند بر آتش نشانده ای
آخر برای گرمی صحبت نگاه دار
۹داغی است داغ می که به شستن نمی رود
از آب تلخ، دامن عصمت نگاه دار
۱۰نتوان گرفت دامن دولت به دست زور
دست دعا برای حمایت نگاه دار
۱۱دربزم عشق رخصت جولان شکوه نیست
صائب عنان توسن جرأت نگاه دار
۱۲