محمل شوق کجا، کعبه امید کجا
شبنم تشنه کجا، چشمه خورشید کجا
۱ظرف نظاره خورشید ندارد شبنم
رتبه حسن کجا، حوصله دید کجا
۲دست کوتاه من و گردن او هیهات است
بال خفاش کجا، تارک خورشید کجا
۳سایه ای داشت که سرمایه آتش بود
حاصل عمر تهیدست من و بید کجا
۴عالمی چشم به راه نگه گرم تواند
به کجا می روی ای خونی امید کجا؟
۵بوریا موج شکر می زند از شیرینی
گل به سامان لب لعل تو خندید کجا؟
۶آب پیکان ز دل آمد سوی چشمم صائب
آخر آن چشمه سربسته ترا دید کجا؟
۷