صاف گشتن ز خودی باده ناب است اینجا
دست شستن ز جهان عالم آب است اینجا
۱همه از درد طلب نعل در آتش دارند
کوه چون ریگ روان پا به رکاب است اینجا
۲نیست زان گوهر نایاب کسی را خبری
چشم غواص تهی تر ز حباب است اینجا
۳وصل، از حیرت سرشار، جدایی شده است
در دل بحر، گهر طالب آب است اینجا
۴فارغ از گردش چرخند ز خود بی خبران
موج شمشیر حوادث رگ خواب است اینجا
۵در ته گرد یتیمی گهری پنهان هست
پرده گنج بود هر که خراب است اینجا
۶هر چه از عمر به غفلت گذرد عمر مدان
کز نفس آنچه شمرده است حساب است اینجا
۷می شود دشمن سرکش به تحمل مغلوب
خاک در کشتن آتش به از آب است اینجا
۸ناز دولت نکشند اهل قناعت صائب
کمر و تاج کم از موج و حباب است اینجا
۹