غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش

مردان به دیگری نگذارند کار خویش

۱

چون شیشه شکسته و تاک بریده ام

عاجز به دست گریه بی اختیار خویش

۲

از خاک برگرفته دست قناعتم

عیش چراغ طور کنم با شرار خویش

۳

سیل از در خرابه ما راست میرود

تا کرده ایم خانه بدوشی شعار خویش

۴

تیغ تمام جوهر این کارخانه ام

درزیر سنگ مانده ام از اعتبار خویش

۵

پیمانه شعور فریبی نیافتم

چون گل به خون خویش شکستم خمار خویش

۶

در قطع راه عشق ندیدم سبکروی

کردم گره به دامن صرصرغبار خویش

۷

بال هما و شهپر طاووس نیستم

تاکی درین بساط نیایم به کارخویش ؟

۸

دایم میانه دو بلا سیرمی کند

هرکس شناخته است یمین و یسار خویش

۹

زان پیشتر که سنگ کمی برسرش نهند

برسنگ می زنم گهر شاهوارخویش

۱۰

از نور فیض نیست تهی هیچ روزنی

بیناست چشم سوزن ناقص به کار خویش

۱۱

صائب دماغ پرتو منت نداشتم

افروختم به آه چراغ مزار خویش

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویشقافیه: ـار۱۰ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. خویشخویش
  2. امخویش
  3. قناعتمخویش
  4. میرودخویش
  5. امخویش
  6. نیافتمخویش
  7. سبکرویخویش
  8. نیستمکارخویش
  9. کندخویش
  10. نهندشاهوارخویش
  11. روزنیخویش
  12. نداشتمخویش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.