به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع
ز صاف باده به درد پیاله ام قانع
۱خوشم به یک نگه دور از سیه چشمان
به بوی مشک ز ناف غزاله ام قانع
۲به خط مرا نظر از روی ساده بیشتر ست
ز حسن ماه جبینان به هاله ام قانع
۳وبال گردن مینا نمی شود دستم
ز می به گردش چشم پیاله ام قانع
۴اگر چه ماه تمامم، ز هفت خوان سپهر
به خوردن دل خود از نواله ام قانع
۵درین دبستان آن طفل بیسوادم من
که با شمار ورق از رساله ام قانع
۶درین ریاض من آن عندلیب دلگیرم
که از بهار به فریاد و ناله ام قانع
۷ز برگ عیش به لخت جگر خوشم صائب
به خون ز نعمت الوان چو لاله ام قانع
۸