کجا روشن شود چشم زلیخا بر تن یوسف؟
که عصمت سر زد از یک جیب با پیراهن یوسف
۱محبت کرد چون دستار چشم پیر کنعان را
در آن ساعت که تهمت چاک زد پیراهن یوسف
۲بیاض و خط دیوانی به یکدیگر نمیخوانند
چه نسبت طره زنجیر را با گردن یوسف؟
۳به خون زن کجا رنگین کند سرپنجه غیرت؟
دل از مردان رباید غمزهٔ مردافکن یوسف
۴مه و خورشید را در سجده خود دیده در طفلی
کجا حسن زنان مصر گردد رهزن یوسف؟
۵چو از درد غریبی بندبندش در فغان آید
شود زنجیر آهن دل، شریک شیون یوسف
۶منال ای صاحب بیت الحزن از چشم تاریکی
که خواهی گشت بینا از جمال روشن یوسف
۷عزیز مصر عزت زحمت خواری نمیبیند
چه پیه گرگ میمالند بر پیراهن یوسف؟
۸چرا از تهمت ناگاه غمگین میشوی صائب؟
نَرُست از خار تهمت دامن پیراهن یوسف
۹