غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۶۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکجا دلمرده‌ای را یافت احیا کرد عشق

جمله ذرات عالم را سویدا کرد عشق

۱

ریخت دریا درگریبان قطره کم ظرف را

ذره ناچیز را خورشید سیما کرد عشق

۲

جلوه زلف پریشان می‌کند موج سراب

بس که بر اوراق هستی مشق سودا کرد عشق

۳

صبح شورانگیز محشر زد نمکدان بر زمین

تا ز خلوتگاه وحدت رو به صحرا کرد عشق

۴

عقل با لوح و قلم دارد چو طفلان احتیاج

می÷تواند بی قلم صد دفتر انشا کرد عشق

۵

چون نیابد آب در چشم تماشایی به رقص؟

برگ برگ این چمن را دست موسی کرد عشق

۶

سهل باشد طور اگر از یکدگر پاشیده است

صد چنین مجموعه را از هم مجزا کرد عشق

۷

محو شد چون شبنم گل در فروغ آفتاب

تا رخ خود را به چشم ما تماشا کرد عشق

۸

هر دو عالم خاک شد تا عشق سر پایین فکند

غوطه در خون زد جهان تا دست بالا کرد عشق

۹

کوهکن از فکر مرغ نامه بر آسوده است

قاصدی چون جوی شیر از سنگ پیدا کرد عشق

۱۰

نعمت الوان راحت راب ه بیدردان فشاند

درد خود را بهر ما صائب مهیا کرد عشق

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کرد عشققافیه: ـا۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. عشقعشق
  2. راعشق
  3. سرابعشق
  4. زمینعشق
  5. احتیاجعشق
  6. رقصعشق
  7. استعشق
  8. آفتابعشق
  9. فکندعشق
  10. استعشق
  11. فشاندعشق

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.