غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام

کی به این هنگامه از بهر تماشا دیده‌ام

۱

چرخ تر دامن که باشد دعوی عصمت کند

آفتابش را در آغوش مسیحا دیده‌ام

۲

پیش چشم من سواد شهر خون مرده‌ای است

نقش خود چون لاله در دامان صحرا دیده‌ام

۳

تیغ اگر از آسمان بر فرق من باریده است

خار در چشمم اگر هرگز به بالا دیده‌ام

۴

در ته پیراهن هستی نگنجم چون حباب

قطره ناچیز خود را تا به دریا دیده‌ام

۵

در کنار گل چو شبنم خار دارم زیر پا

روی گرمی تا از آن خورشیدسیما دیده‌ام

۶

سنگ خواهد داد مزد سخت‌جانی‌های من

دیدهٔ نرمی که من از کارفرما دیده‌ام

۷

نشئهٔ صهبای عشرت را نمی‌دانم که چیست

خوشه‌ای از دور در دست ثریا دیده‌ام

۸

نیست صائب هیچ کس در خرده‌بینی همچو من

صد سواد اعظم از خال سویدا دیده‌ام

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دیده‌امقافیه: ـا۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دیده‌امدیده‌ام
  2. کنددیده‌ام
  3. استدیده‌ام
  4. استدیده‌ام
  5. حبابدیده‌ام
  6. پادیده‌ام
  7. مندیده‌ام
  8. چیستدیده‌ام
  9. مندیده‌ام

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.