غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۲۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم

دید با صبح وطن شام غریبان را به هم

۱

روزگاری بود با هم کفر و ایمان جنگ داشت

صلح داد آن زلف و عارض کفر و ایمان را به هم

۲

چون کسی بندد به روی خود در فردوس را

پیش رویش چون گذارم چشم حیران را به هم

۳

گر رقم یکدست باشد خامه فولاد را

چون نمی جوشد ز غیرت خون شهیدان را به هم

۴

لنگر تمکین نمی گردد خزان را سنگ راه

لاله می بندد عبث با کوه دامان را به هم

۵

زنده می سوزد برای مرده در هندوستان

دل نمی سوزد درین کشور عزیزان را به هم

۶

از محبت نیست انجم رابه هم پیوستگی

چرخ می ساید زروی خشم دندان را به هم

۷

سردمهری صائب اوراق خزان را لازم است

کی توان پیوست دلهای پریشان را به هم

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: را به همقافیه: ـان۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«را به هم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. همهم
  2. داشتهم
  3. راهم
  4. راهم
  5. راههم
  6. هندوستانهم
  7. پیوستگیهم
  8. استهم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.