غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۷۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم

شیشه را سرو کنار چشمه کوثر کنیم

۱

چهره وحدت نهان در زیر زلف کثرت اس

خواب آسایش مگر در شورش محشر کنیم

۲

تخم حرص ما ندارد ریشه در ریگ روان

ما به اشک تاک کشت خویشتن راتر کنیم

۳

بر قفس زورآوران مرغان باغ دیگرند

ما شکست بیضه را در کار بال و پر کنیم

۴

شعله سرگرمی ما داغ دارد مهر را

می شود بیهوش دارو خاک اگر بر سر کنیم

۵

گر نباشد در میان روی تو از یک آه گرم

آب را در دیده آیینه خاکستر کنیم

۶

هر چه کیفیت ندارد صحبتش بار دل است

طاعت صدساله را در کار یک ساغر کنیم

۷

همت ما پنجه فولاد را برتافته است

رخنه از مژگان تر در سد اسکندر کنیم

۸

نیست شوری در نمکدان بزم هستی را مگر

داغ خود را خوش نمک از شورش محشر کنیم

۹

قدر در اشک را مژگان چه می داند که چیست

رشته جان را امانت دار این گوهر کنیم

۱۰

حنظل گردون نسازد عیش ما را تلخکام

ما به اکسیر قناعت زهر را شکر کنیم

۱۱

چشم می پوشیم از آن زلف پریشان تا به چند

دیده را آیینه دار شورش محشر کنیم

۱۲

این غزل را خامه صائب به دیوان می برد

جای دارد صفحه خورشید را مسطر کنیم

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنیمقافیه: ـر۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. سرکنیمکنیم
  2. اسکنیم
  3. روانکنیم
  4. دیگرندکنیم
  5. راکنیم
  6. گرمکنیم
  7. استکنیم
  8. استکنیم
  9. مگرکنیم
  10. چیستکنیم
  11. تلخکامکنیم
  12. چندکنیم
  13. بردکنیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.