غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۷۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز خود دور آن پری‌رو را نمی‌دانم نمی‌دانم

جدا ز بحر این جو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۱

اگرچه پیرهن در مصر و در کنعان بود نکهت

ز پیران جدا بو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۲

به چشم من شب و روز جهان یکرنگ می‌آید

نزاع ترک و هندو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۳

نمی‌باشد گل رعنا بهارستان وحدت را

مسلمان را و هندو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۴

به گرد خامهٔ نقاش می‌گردد نگاه من

ز نقش شیر آهو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۵

زبان جوهر پیچیدهٔ شمشیر می‌فهمم

اشارت‌های ابرو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۶

لطافت پردهٔ بینش شود سرشار چون افتد

قماش آن بر رو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۷

خوشا سیلی که می‌داند به دریا می‌رسد آخر

مآل این تکاپو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۸

به میزان قیامت بیش کم، کم بیش می‌آید

زبان این ترازو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۹

مرا صائب به زهر چشم پرورده است عشق او

نگاه آشنا رو را نمی‌دانم نمی‌دانم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌دانم نمی‌دانمقافیه: ـرا۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • واژهٔ پیش از ردیف در همهٔ مصرع‌ها یکی است
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌دانمنمی‌دانم
  2. نکهتنمی‌دانم
  3. می‌آیدنمی‌دانم
  4. رانمی‌دانم
  5. مننمی‌دانم
  6. می‌فهممنمی‌دانم
  7. افتدنمی‌دانم
  8. آخرنمی‌دانم
  9. می‌آیدنمی‌دانم
  10. اونمی‌دانم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.