کمال حسن کجا، دیده پر آب کجا؟
شکوه بحر کجا، خیمه حباب کجا؟
۱مرا که جلوه هر ذره است رطل گران
کجاست حوصلهٔ جام، آفتاب کجا؟
۲نمانده است ز دل جز غبار افسوسی
به این خرابه فتد نور ماهتاب کجا؟
۳گذشته است ترا ز آفتاب پایه حسن
هلال عید شود با تو همرکاب کجا؟
۴به جستجوی تو گرد از جهان برآوردم
دگر کجا روم ای خانمان خراب، کجا؟
۵مرا که نعره مستانه بی قرار نکرد
رسد به داد دلم نغمه رباب کجا؟
۶گرفتم این که رسد نوبت سؤال به من
دماغ حرف کجا، قدرت جواب کجا؟
۷ز بس که گرم تماشای گلرخان گشتم
نیافتم که کجا شد دل من آب کجا
۸ز برگ، نکهت گل بیش می شود رسوا
ترا نهفته کند پرده حجاب کجا؟
۹میان سوخته و خام فرق بسیارست
سرشک تاک کجا، گریه کباب کجا؟
۱۰گرفته است جهان را غبار بی دردی
کجا رویم ازین عالم خراب، کجا؟
۱۱چنین که آب برآورده است خانه چشم
بساط خود فکند پرده های خواب کجا؟
۱۲فروغ حسن جهانگیر او کجاست که نیست؟
ز خویش می روی ای دل به این شتاب کجا؟
۱۳نظر به چشمه حیوان نمی کنم صائب
مرا ز راه برد جلوه سراب کجا؟
۱۴