مده به چشم و دل خویش راه، غفلت را
به خلوت لحدانداز خواب راحت را
۱نگاه دار به دست دعای مظلومان
عنان توسن چابک خرام دولت را
۲چو طوق فاخته جویای سرو قدی باش
به هر شکار میفکن کمند وحدت را
۳کمند وحشی رم کرده، بستن چشم است
تغافل است علاج آن رمیده الفت را
۴به گنج های گهر سرفرو نمی آرد
کی که یافت سر رشته قناعت را
۵جنون کامل ما از بهار مستغنی است
چه حاجت است نمک، شورش قیامت را؟
۶ز دست بسته گره وا نمی شود صائب
مکن دراز به هر سفله، دست حاجت را
۷