غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۵۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن

بر چراغ مرده ما شد مسیحا پیرهن

۱

گفت پیغمبر مپوشانید تن در نوبهار

چون نسازم در بهاران رهن صهبا پیرهن؟

۲

پرده عصمت ندارد تاب دست انداز شوق

رو به کنعان کرد از دست زلیخا پیرهن

۳

پنبه نتواند شدن بر چهره آتش نقاب

می کند پهلو تهی از سینه ما پیرهن

۴

برگ گل را ره به آن اندام نازک داده است

سینه ام هرگز نخواهد صاف شد با پیرهن!

۵

مردم چشم صدف دیگر نخواهد شد سفید

گر بشوید بخت من در آب دریا پیرهن

۶

گرنه شب بر چشم مجنون آستین مالیده است

لاله چون افکنده بر دامان صحرا پیرهن؟

۷

داغ ناسور مرا با پنبه راحت چه کار؟

جنگ دارد دست ماتم دیدگان با پیرهن

۸

چون گل از زور جنون مجموعه چاکی شود

گر چو آتش بر تنم باشد ز خارا پیرهن

۹

پرده ناموس را خواهم دریدن چوب حباب

بر تنم زندان شده است از زور صهبا پیرهن

۱۰

صائب آن روزی که از دل داغ پنهان شعله زد

جامه فانوس شد بر پیکر ما پیرهن

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: پیرهنقافیه: ـا۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پیرهنپیرهن
  2. نوبهارپیرهن
  3. شوقپیرهن
  4. نقابپیرهن
  5. استپیرهن
  6. سفیدپیرهن
  7. استپیرهن
  8. کارپیرهن
  9. شودپیرهن
  10. حبابپیرهن
  11. زدپیرهن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.