غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن

پر و بال هما را در هوای استخوان مشکن

۱

فلک در زیر پای توست چون از خود برون آیی

برای این ره نزدیک دامن بر میان مشکن

۲

به یوسف می توان بخشید جرم کاروانی را

خدا را در میان بین، خاطر خلق جهان مشکن

۳

به بال توست در این خاکدان چون تیر پروازم

به جرم کجروی بال من ای ابرو کمان مشکن

۴

غرور حسن ای مجنون شراکت برنمی تابد

خمار چشم لیلی را به چشم آهوان مشکن

۵

شکست بی گناهان سنگ را در ناله می آرد

دل چون شیشه ما را به سنگ امتحان مشکن

۶

حریف کاسه زهر پشیمانی نخواهد شد

به حرف دشمنان زنهار قلب دوستان مشکن

۷

به کار چشم زخم باغ می آید وجود من

به جرم بی بری شاخ مرا ای باغبان مشکن

۸

به گوش جان نگه دار این نصیحت را ز من صائب

اگر خواهی که قدرت نشکند نان خسان مشکن

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: مشکنقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«مشکن» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. مشکنمشکن
  2. آییمشکن
  3. رامشکن
  4. پروازممشکن
  5. تابدمشکن
  6. آردمشکن
  7. شدمشکن
  8. منمشکن
  9. صائبمشکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.