غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه حاجت است به گلگونه، روی گلگون را؟

نشسته است به خون هیچ ساده دل خون را

۱

به می چه سرخ کنی چشم های میگون را؟

نشسته است به خون هیچ ساده دل خون را

۲

ز پشت پای ادب چشم برندارد عشق

سر فکنده بود بار، بید مجنون را

۳

چسان به خاک نبندند عشقبازان نقش؟

که بار عشق دو تا ساخت پشت گردون را

۴

حضور گوشه دل مغتنم شمار که نیست

حصار عافیتی به ز خم فلاطون را

۵

به گریه از دل پر خون غبار می شویم

نشسته است به خون گرچه هیچ کس خون را

۶

درین ریاض به بی حاصلی بساز چو سرو

که غیر دست تهی نیست بار موزون را

۷

به فکر دنیا خلق آن قدر فرو رفتند

که جا به زیر زمین تنگ گشت قارون را

۸

اگرچه شیوه همچشم نیست خونگرمی

شکست چشم غزالان خمار مجنون را

۹

نمی رسد به سرافکندگی رعونت نفس

ز سرو بیش بود فیض، بید مجنون را

۱۰

سبکروان به نظرها گران نمی گردند

که گردباد به دل نیست بار، هامون را

۱۱

کم است اگر سر هر موی من شود نشتر

به قدر خوردن (خون) کم کنم اگر خون را

۱۲

ز عشق، دشمن خونخوار مهربان گردد

که چشم شیر چراغ است بزم مجنون را

۱۳

ز ساکنان خرابات شو که خلوت خم

سرآمد حکما می کند فلاطون را

۱۴

زمین به نرم روان مهربان بود صائب

غبار نیست به خاطر ز ریگ هامون را

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـون۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. رارا
  3. عشقرا
  4. نقشرا
  5. نیسترا
  6. شویمرا
  7. سرورا
  8. رفتندرا
  9. خونگرمیرا
  10. نفسرا
  11. گردندرا
  12. نشتررا
  13. گرددرا
  14. خمرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.