حدیث خام مجویید در رساله ما
به مهر داغ رسیده است برگ لاله ما
۱چو جام لاله، می ما چکیده داغ است
کراست زهره که بر لب نهد پیاله ما؟
۲چو جامه حرم کعبه می نهد بر چشم
به دست هر که فتد فردی از رساله ما
۳به داغ سینه مجروح ما مبین زنهار
که خنده در دهن کبک سوخت لاله ما
۴چو لاله با جگر گرم عشق می بازیم
ز داغ خویش بود عنبرین کلاله ما
۵ز رزق ما فلک سفله باز می گیرد
درین بساط اگر رم خورد غزاله ما
۶مکن ز خلوت آغوش ما تهی پهلو
که مه تمام شود در حصار هاله ما
۷عبث به سینه ما داغ می نهد گردون
که چون سپند جهد مهر از قباله ما
۸به داغ عشق ملایم نمی شود صائب
دلی که نرم نگردد ز آه و ناله ما
۹