غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۵۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کیستم من؟ مشت خار در محیط افتاده‌ای

دل به دریا کرده ای، کشتی به طوفان داده‌ای

۱

نیست ممکن چون سپند آرام را بیند به خواب

موری از دست سلیمان بر زمین افتاده‌ای

۲

جنت دربسته‌ای با خود به زیر خاک برد

از ازل شد قسمت هر کس دل آزاده‌ای

۳

برنمی‌خیزد به صرصر نقشم از دامان خاک

وادی امکان ندارد همچو من افتاده‌ای

۴

می‌توان از جبهه عشاق راز عشق خواند

نیست در صحرای محشر نامه نگشاده‌ای

۵

با جگر خوردن قناعت کن که این مهمانسرا

جز غم روزی ندارد روزی آماده‌ای

۶

علم رسمی می‌کند صائب دل روشن سیاه

عارفان را بس بود چون صبح لوح ساده‌ای

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ایقافیه: ـاده۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ای» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد

پایان مصرع‌ها

  1. افتاده‌ایداده‌ای
  2. خوابافتاده‌ای
  3. بردآزاده‌ای
  4. خاکافتاده‌ای
  5. خواندنگشاده‌ای
  6. مهمانسراآماده‌ای
  7. سیاهساده‌ای

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.