فرصتی کو تا دل از دنیا کنم گردآوری؟
چند روزی توشه عقبی کنم گردآوری
۱تا به کی چون گردباد بادپیما از هوس
خار در دامان این صحرا کنم گردآوری؟
۲در چنین دشتی که برق و باد از هم نگسلد
چون ز آفت خرمن خود را کنم گردآوری؟
۳می رسد هر دم مرا زخمی ازین آهن دلان
چون شرار خویش در خارا کنم گردآوری؟
۴می توانم چون صدف گشتن ز گوهر بی نیاز
آبرو را گر ز استغنا کنم گردآوری
۵هست گوهر از حباب افزون درین دریا و من
خار و خس چون موج بی پروا کنم گردآوری
۶عمرها شد رفته است از کار دست و دل مرا
با کدامین دست و دل خود را کنم گردآوری؟
۷می کنم با روی خندان صرف جام تشنه لب
هر چه در میخانه چون مینا کنم گردآوری
۸از دل صدپاره ام هر پاره ای در عالمی است
چون دل خود را ز چندین جا کنم گردآوری؟
۹می رود بر باد عمر از خنده بیجا چو گل
غنچه گردم، نکهت خود را کنم گردآوری
۱۰گل به دامن جمع می سازند بی دردان و من
داغ را چون لاله حمرا کنم گردآوری
۱۱عاجزم در حفظ دل، هر چند کوه قاف را
زیر بال خویش چون عنقا کنم گردآوری
۱۲می توانم غوطه در سرچشمه خورشید زد
گر چو شبنم خویش را اینجا کنم گردآوری
۱۳از ثبات پا، چو افتد کار بر سر، چون علم
لشکری را با تن تنها کنم گردآوری
۱۴همچو صحرای قیامت سینه ای می خواستم
تا غم و درد ترا یک جا کنم گردآوری
۱۵چون صدف کو گوشه امنی، که از موج خطر
گوهر خود را درین دریا کنم گردآوری
۱۶بر امید وعده دیدار او چون مردمک
نور را در دیده بینا کنم گردآوری
۱۷می شکافد این شرار شوخ صائب سنگ را
سوز دل را چون من شیدا کنم گردآوری؟
۱۸