چون گل رعنا در ایام بهاران سعی کن
کز دل پرخون و از رنگ خزانی برخوری
۱لذت باقی به دست آور درین پایان عمر
تا به کی صائب ز لذت های فانی برخوری؟
۲خق کن باخلق تا از زندگانی برخوری
بر دل پیران مخور تا از جوانی برخوری
۳با حضور دل ز لذت های دنیا صلح کن
تا هم اینجا از بهشت جاودانی برخوری
۴طاعت خود را ز چشم مردمان پوشیده دار
چشم اگر داری که از لطف نهانی برخوری
۵جهد کن پیش از طلوع صبح چشمی باز کن
تا ز فیض سر به مهر آسمانی برخوری
۶خون دل خور، مهر زن یک چند بر لب غنچه وار
تا درین باغ از نسیم شادمانی برخوری
۷کوزه سربسته خشک از بحر می آید برون
نیست ممکن با بدن زان یار جانی برخوری
۸همچو عیسی روح خود را صاف کن از درد تن
تا ز سر جوش شراب آسمانی برخوری
۹تلخ گویان را هدایت می کند بادام قند
کز وصال شکر از شیرین زبانی برخوری
۱۰