وقت است سربرآورد از خاک، لاله ها
آید ز زور باده به گردش پیاله ها
۱گردید تازه، داغ فرورفتگان خاک
در چشم و دل مرا ز تماشای لاله ها
۲دیوانگی است سلسله پای کودکان
وحشت نمی کنند ز مجنون غزاله ها
۳در دور عارض تو چو اشک از نظر فتاد
ماهی که بود مردمک چشم هاله ها
۴تا دل ز داغ ساده بود، فرد باطل است
بی مهر، اعتبار ندارد قباله ها
۵هر چند نی به ناله ز دلها گرهگشاست
از بند خود خلاص نگردد به ناله ها
۶بر صفحه عذار بتان، نقطه های خال
در مصحف مجید بود چون جلاله ها
۷صائب به چشم هر که شد از فکر خرده بین
در هیچ نقطه نیست، نباشد رساله ها
۸