گر به ظاهر بادپیماییم ما همچون حباب
از هواداران دریاییم ما همچون حباب
۱گرچه هیچ و پوچ می دانند ما را غافلان
در حقیقت عین دریاییم ما همچون حباب
۲از شمار موجه این بحر غافل نیستیم
پای تا سر چشم بیناییم ما همچون حباب
۳سیر و دور ما به جزر و مد دریا بسته است
گاه پنهان، گاه پیداییم ما همچون حباب
۴گشته ایم از جستجوی بحر سر تا پای چشم
گرچه در آغوش دریاییم ما همچون حباب
۵دیدن دزدیده یادی از خیانت می دهد
از نظربازان رسواییم ما همچون حباب
۶قلزمی را کز لطافت درنمی آید به چشم
با هزاران چشم جویاییم ما همچون حباب
۷در تماشاگاه دریا رشک بر خود می بریم
پرده چشم تماشاییم ما همچون حباب
۸نیست عقل مصلحت بین در سر بی مغز ما
مرکز پرگار سوداییم ما همچون حباب
۹پیش دریا می کنیم از جهل اظهار حیات
یک نفس هر چند برپاییم ما همچون حباب
۱۰نیست ما را در جهان آب و گل ویرانه ای
خانه بردوشان دریاییم ما همچون حباب
۱۱غیر را در خلوت دربسته ما بار نیست
در میان جمع تنهاییم ما همچون حباب
۱۲از گرانی بار بر دریا چو لنگر نیستیم
از سبکروحی سبکپاییم ما همچون حباب
۱۳رزق ما از بحر پر گوهر بود دست تهی
تا به حرف پوچ گویاییم ما همچون حباب
۱۴گرچه از سر در هوایانیم پیش ناقصان
پرده دار بحر یکتاییم ما همچون حباب
۱۵لاف یکتایی ز ما روشن ضمیران دور نیست
زاده آن بحر یکتاییم ما همچون حباب
۱۶هیچ رازی بحر را صائب ز ما پوشیده نیست
از صفا آیینه سیماییم ما همچون حباب
۱۷