عیب نادان در زمان خامشی گویاترست
پسته بی مغز در لب بستگی رسواترست
۱گردش پرگار موقوف سکون مرکزست
هر که در دامن کشد پا آسمان پیماترست
۲شهرت مجنون ز عشق کوهکن پامال شد
سیل در کهسارها از دشت پرغوغاترست
۳دست دولت گرچه در ظاهر بلند افتاده است
در گشاد کارها دست دعا بالاترست
۴رفت هر کس را به پا خاری کند سوزن علاج
می خورد خون بیشتر هر کس که او بیناترست
۵دیده ما بی نیازان نیست بر احسان چرخ
یک سر و گردن ز مینا این قدح رعناترست
۶نیست مریم را به گفتار مسیحا احتیاج
روی شرم آلود او بی گفتگو گویاترست
۷چشم پوشیدن بود مشاطه رخسار زشت
هر که پوشد دیده از وضع جهان بیناترست
۸دعوی دانش بود صائب به نادانی دلیل
هر که نادان می شمارد خویش را داناترست
۹