جای غم خالی بود تا ساغر از صهبا پرست
دور دور می پرستان است تا مینا پرست
۱بر مراد ماست گردون تا قدح در گردش است
پشت ما بر کوه باشد تا خم از صهبا پرست
۲از شراب عشق رنگی نیست موجودات را
عالمی قالب تهی کردند و این مینا پرست
۳مور صحرای قناعت شو که برگ زندگی
گر پر کاهی است، در دامان این صحرا پرست
۴نشأه می حلقه بیرون در گردیده است
بس که از خواب و خمار آن نرگس شهلا پرست
۵بخت سبز از قلزم گردون سیمابی مجوی
گریه ای سر کن که آن عنبر درین دریا پرست
۶دام عقل است آن که چشمش می پرد بهر شکار
چشم دام عشق از سیمرغ و از عنقا پرست
۷یک سر بی کبر در نمرود زار خاک نیست
کاسه هر کس که می بینم ازین سکبا پرست
۸گر زند صد دور، آبش بر قرار خود بود
کاسه هر کس که چون گرداب از دریا پرست
۹ما سیه بختان سزاوار تبسم نیستیم
یک نظر گر می کند صائب به حال ما، پرست
۱۰