غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تلخی عالم شراب خوشگوار ما بس است

درد و داغ ناامیدی لاله زار ما بس است

۱

گر نباشد بوسه شیرین، پیام تلخ هم

بهر تسکین دل امیدوار ما بس است

۲

گر ز دلسوزی نیارد کس به خاک ما چراغ

خارخاری از گلستان یادگار ما بس است

۳

گر ز خون ما نگیرد دست شیرین در نگار

تیشه مردانه ما دستیار ما بس است

۴

گر ز خوی آتشین، دوزخ به ما تندی کند

مشت آبی از جبین شرمسار ما بس است

۵

ما کز آب روی خود داریم باغ خویش سبز

سرکشی سرو کنار جویبار ما بس است

۶

می شود دست نوازش مهر لب خمیازه را

برگ تاکی از پی دفع خمار ما بس است

۷

تیغ ها را کند می سازد سپر انداختن

مهر خاموشی ز آفتها حصار ما بس است

۸

بید مجنونیم در بستانسرای روزگار

سر به پیش انداختن از شرم، بار ما بس است

۹

زشت رویان دشمن آیینه های روشنند

حرف را بی پرده گفتن پرده دار ما بس است

۱۰

ما ز مجنون رسم و آیین شکار آموختیم

از غزالان گوشه چشمی شکار ما بس است

۱۱

از دل ما آشنایی بار غم گر بر نداشت

این که دوشی نیست صائب زیر بار ما بس است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ما بس استقافیه: ـار۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. هماست
  3. چراغاست
  4. نگاراست
  5. کنداست
  6. سبزاست
  7. رااست
  8. انداختناست
  9. روزگاراست
  10. روشننداست
  11. آموختیماست
  12. نداشتاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.