غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شاهد مستوری گل قطره شبنم بس است

چهره مریم دلیل عصمت مریم بس است

۱

مشت آبی می کند خواب گران را تار و مار

قطره اشکی پی ویرانی عالم بس است

۲

طفل را حال پدر آیینه عبرت نماست

گوشمال آدم از بهر بنی آدم بس است

۳

گو ندارد ماتم ما بی کسان را هیچ کس

حلقه فتراک، ما را حلقه ماتم بس است

۴

ترک احسان است احسان پیش ما آزادگان

طی کند آوازه احسان خود حاتم بس است

۵

بعد ازین دوران شهرت از سفالین جام ماست

تا به کی در دور باشد نام جام جم، بس است!

۶

بر نتابد منت مرهم دل مجروح ما

زخم ما را خون گرم ما، همان مرهم بس است

۷

شاهد خودبینی خوبان درین بستانسرا

بر سر زانوی گل، آیینه شبنم بس است

۸

خامشی آرد پریزادان معنی را به دام

توشه غواص گوهرجوی، پاس دم بس است

۹

زود سیری های دولت را اگر خواهی دلیل

از سلیمان روی پنهان کردن خاتم بس است

۱۰

غم مخور صائب اگر ننشست نقشت در جهان

اهل معنی را ز عالم نام چون خاتم بس است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بس استقافیه: ـم۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. ماراست
  3. نماستاست
  4. کساست
  5. آزادگاناست
  6. ماستاست
  7. مااست
  8. بستانسرااست
  9. داماست
  10. دلیلاست
  11. جهاناست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.