غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش نیست هرزمان زدن از جور یار داد

ورنه ز دست تست مرا سد هزار داد

۱

شد یارِ غیر و داد قرار جفا به ما

یاران نمی‌توان به خود اینها قرار داد

۲

رفت وز دست اهل تظلم عنان کشید

داد از عنان کشیدن آن شهسوار داد

۳

آن ترک ظلم پیشه دگر می‌رود که باز

از خلق برخاست بر سر هر رهگذار داد

۴

وحشی تو ظلم دیده و آن ترک تند خوست

ترسم که سر زند ز تو بی‌اختیار داد

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دادقافیه: ـار۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دادداد
  2. ماداد
  3. کشیدداد
  4. بازداد
  5. خوستداد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.