در راسته ناز فروشان که بتانند
ماییم ونگاهی که به هیچش نستانند
۱ای عشق شدی خوار بکش ناز دو روزی
کاین حسن فروشان همه قدر توندانند
۲خوبان که گهی خوانمشان عمر و گهی جان
بازی مخور از من که نه عمرند و نه جانند
۳جانند بدین وجه کشان نیست وفایی
عمرند از این رو که به سرعت گذرانند
۴جز رنگی و بویی نه و سد مایهٔ آزار
در پردهٔ گل خار بنی چند نهانند
۵بیجوشن فولاد صبوری نروی پیش
کاین لشکر بیداد عجب سخت کمانند
۶وحشی سخن نقص بتان بیهده گوییست
خوبند الهی که بسی سال بمانند
۷