میروم نزدیک و حال خویش میگویم به او
آنچه پنهان داشتم زین پیش میگویم به او
۱گشتهام خاموش و پندارد که دارم راحتی
چند حرفی از درون ریش میگویم به او
۲غافل است او از من و دردم شود هر روز بیش
اندکی زین درد بیش از پیش میگویم به او
۳غمزهات خونریز دل دربند لعل نوشخند
دل نمیداند جفای خویش میگویم به او
۴گرچه وحشی دل ازو بر کند میرنجد به جان
گر بد آن دلبر بدکیش میگویم به او
۵