مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست
باز این تدبیر بهرِ جانِ بیتدبیرِ کیست
۱دستِ یاري کـآستین مالیده جیبِ ما
گرفت
جیبِ ما بگذاشت، تا دیگر گریبانگیرِ کیست
۲ای خدنگِ غمزه ضایع کن به ما هم
ناوکی
تا بداند جانِ ما آماجگاهِ تیرِ کیست
۳این غرورِ ناز یاد از بندیِ نو میدهد
حسن را در دستِ استغنا سرِ زنجیرِ کیست
۴بندهای چون من که خواهد از تو
قیمت یک نگاه
آورد گر دیگری در بیعش از تقصیرِ کیست
۵نام گو موقوف کن وحشی که این طومارِ شوق
هست گویا کز زبانِ عجزِ بیتأثیرِ کیست
۶