قطعات

شمارهٔ ۲۳ - عباس بیگ گردون قدر وحشی بافقی

مجموعه
قطعات
قالب
قطعه
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

یگانهٔ دو جهان زبده و خلاصه عهد

تویی که مهر و سپهرت ندیده شبه و نظیر

۱

سوار عزم تو هرجا که رخش حکم جهاند

دوید بر اثر او جنیبت تقدیر

۲

ز لشکر تو سواری اگر برون تازد

کند حصار فلک را به حمله‌ای تسخیر

۳

دو عمده‌اند برابر به سد جهان لشکر

سنان و تیغ تو از به هر پاس تاج و سریر

۴

بلند مرتبه عباس بیگ گردون قدر

چو آفتاب بود توسن تو چرخ منیر

۵

به نفس نامیه گر بنگرد مهابت تو

بقم برآید ازین پس به رنگ برگ زریر

۶

ثبات عهد توگر عکس بر زمان فکند

زمانه را نکند گردش فلک تغییر

۷

سد آفتاب سیاهی ز خاطرش نبرد

کسی که بخت عدویت در آیدش به ضمیر

۸

محیط و مرکز گوی زمین شود همه نور

اگر به مهر دهی پرتوی زرای منیر

۹

فتد در آینه گرعکس رای انور تو

به هیچ وجه نگردد در آب رنگ پذیر

۱۰

به جای قطره کشد در به رشته باران

به دست یاری بحر کف تو ابر مطیر

۱۱

اگر ز خاتم حفظت نشان پذیرد موم

به مهر خویشتن آید برون ز قعر سعیر

۱۲

خواص بخت جوانت به هر که سایه فکند

فلک به گردش سال و مهش نسازد پیر

۱۳

لباس هستی جاوید نادر افتاده‌ست

ولی دریغ که بر قد قدرتست قصیر

۱۴

عدو که در جگرش آب نیست ، هر که نمود

توجه از توبه او غافلیست بی تدبیر

۱۵

فلک که بسته به زنجیر کهکشان کمرش

به تیغ سر بشکافیش تا کمر زنجیر

۱۶

اگر نگردی از آزار مور آزرده

بدوزی از سر سد گام چشم مور به تیر

۱۷

صلاح جویی تدبیر تو پدید آرد

میان آتش و آب اتحاد شکر و شیر

۱۸

سپهر منزلتا بندهٔ درت وحشی

که نیستش ز مقیمان در گه تو گزیر

۱۹

اگر چه بود به خدمت به چشم دور ولی

نداشت جان و دلش در ملازمت تقصیر

۲۰

دمی نرفت که چشم و لبش به یاد درت

نکرد گریهٔ زار و نکرد نالهٔ زیر

۲۱

هزار شکر که آمد به عیش خانهٔ وصل

تنی که بود به زندان سرای هجر اسیر

۲۲

دلش که مرغ قفس بود وز نوا مانده

به شاخسار وصال تو برکشید صفیر

۲۳

تلطفی که ندارد به جز تو پشت و پناه

عنایتی که ترا دارد از صغیر و کبیر

۲۴

غرض که آمده اندر پناه دولت تو

ز حال او نظر التفات باز مگیر

۲۵

همیشه تا به نه اقلیم چرخ این وضع است

که آفتاب بود پادشاه و تیر دبیر

۲۶

به نام بخت تو هر دم به بارگاه قضا

کند دبیر قدر منصب دگر تحریر

۲۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیر۲۷ از ۲۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. عهدنظیر
  2. جهاندتقدیر
  3. تازدتسخیر
  4. لشکرسریر
  5. قدرمنیر
  6. توزریر
  7. فکندتغییر
  8. نبردضمیر
  9. نورمنیر
  10. توپذیر
  11. بارانمطیر
  12. مومسعیر
  13. فکندپیر
  14. افتاده‌ستقصیر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعات (۴۳ شعر) قرار دارد.