جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹۴ نتیجه برای «چند» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۱۰ از ۳۳
- حکایت شمارهٔ ۱۰ سعدی شیرازیسالارِ دزدان را بر او رحمت آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی بر او مزید کرد و دِرَمی چند.
- حکایتِ شمارهٔ ۱۰ سعدی شیرازیآوردهاند که اندکی در وظیفهٔ او زیادت کرد و بسیاری از ارادت کم. دانشمند چون پس از چند روز مودّتِ معهود برقرار ندید گفت:
- شمارهٔ ۳۸ سعدی شیرازیچند سرگردانی مردم دهداین کل ِ یک چشم سرگردان من؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ جلال الدین محمد مولویخوردم ز ثرید و پاچه یک چنداز پاچه سر مرا زیانست
- بخش ۱۴ - حکایت خیام نیشابوری… به خشم بر وی زد. نگینش بجست و انگشتری و نگین هر دو در حوض افتادند. هر چند کسانی فرو رفتند و طلب کردند و حوض از آب تهی کردند نگینه باز نیافتند بجای نگین یکی سنگ سپید اندر وی نشسته بود، بس روزگار بر وی بر نیامد که طاهر اعو …
- شمارهٔ ۱ - در رثاء درة المعالی ایرج میرزابلبل ز فراق چند ماههباز آمد و شرح ماجرا داد
- بخش ۷ - فرخی جامیچون نزدیک آن خطه رسید قطاع طریق هرچه داشت ببردند، به سمرقند درآمد و خود را ظاهر نکرد روزی چند آنجا بود، این قطعه را بگفت و بازگشت:
- بخش ۲۱ جامیهر چند از این مقوله سخن راند در وی نگرفت؛ گفت: «یاد آر حقی که مرا با توست، از من آرزوی مباشرت کردی، آرزوی تو را برآوردم، چند بار متعاقب با تو مباشرت کردم»
- بخش ۲ جامیدر آن اثنا آوازی به گوشش رسید که کژدم چیزی بر پشت وی می زد سؤال کرد که این چه آواز است؟ جواب داد که این آواز نیش من است که بر پشت تو می زنم، هر چند می دانم که بر آنجا کارگر نمی آید اما خاصیت خود را نمی توانم گذاشت.
- بخش ۵ جامیهر چند دلی ز وصل شادان دارمصد داغ بر آن ز بیم هجران دارم
- بخش ۸ جامینوشیروان گفت: بگذار آن کس که گرفت باز نخواهد داد و آن کس که گرفت باز دید نمامی نخواهد کرد بعد از چند روز آن شخص درآمد جامه های نو پوشیده و موزه نو در پا کرده.
- بخش ۲۳۵ - باز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای را اقبال لاهوریباز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای راذوق جنون دو چند کن شوق غزلسرای را
