جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۰۳۸ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۹۲ - قصهٔ عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان به حکم جنسیت و همدلی او با ایشان جلال الدین محمد مولوییک مهی مهمان فرزندان خویشبود و زان پس کس ندیدش رنگ بیش
- بخش ۳۰ - خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد جلال الدین محمد مولویدیدهٔ این هفت رنگ جسمهادر نیابد زین نقاب آن روح را
- بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازهایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را جلال الدین محمد مولویبس نهان از دیدهٔ نامحرمانلیک بر محرم هویدا و عَیان
- هجونامه (منتسب) ابوالقاسم فردوسیز بد اصل چشم بهی داشتنبود خاک در دیده انباشتن
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسیبروبر گرامیتر از جان بدیبه دیدار او شاد و خندان بدی
- بخش ۳۰ ابوالقاسم فردوسیتو شاهی کنی کِی بُوَد راستیپدید آید از هر سوی کاستی
- بخش ۳۴ ابوالقاسم فردوسیز شاهان ندیدم کسی کاین بگفتچو او گفت ما را نباید نهفت
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسینگه کرد و چون کودکان را بدیدیکی باد سرد از جگر برکشید
- بخش ۷ ابوالقاسم فردوسیاز آهن میان سوده و دل ز کیننهاده دو دیده به ایران زمین
- پادشاهی زو طهماسپ ابوالقاسم فردوسیندیدند جز پور طهماسپ زوکه زور کیان داشت و فرهنگ گو
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیاگر کینه بودت به دل خواستیپدید آمد از کاستی راستی
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیچو رستم بدیدش برانگیخت اسپبیامد بر وی چو آذر گشسپ
