جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۰۵۰ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه نظامی گنجویاز ملکانی که وفا دیدهامبستن خود بر تو پسندیدهام
- شمارهٔ ۲۴ جامیبه زنجیر بیرونش آرند آریندیده ست هرگز ازین جای خوشتر
- بخش ۳ جامیروزی اصمعی بر مایده هارون حاضر بود، ذکر پالوده کردند، اصمعی گفت: بسیاری از اعراب باشند که هرگز پالوده را ندیده باشند و نام او نشنیده.
- بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه جامیاز حیا نایدش پسندیدهکه گشاید به روی کس دیده
- بخش ۴۹ - تضرع نمودن زلیخا پیش دایه و التماس حیله ای که سبب مواصلت یوسف گردد علیه السلام کردن جامیز مهر تو که از مادر ندیدمبدین پایه که می بینی رسیدم
- بخش ۳۰ - خواب دیدن یوسف علیه السلام که آفتاب و ماه و یازده ستاره وی را سجده می برند و شنیدن اخوان آن را و زیادت شدن حسد ایشان جامیدلش بیدار و چشمش در شکر خوابندیده کس چنین بیدار در خواب
- بخش ۸ - گوش خالی فرزند ارجمند را به گوهر پند گوهر بند کردن و لوح ساده اش را به نقوش نصیحت نشانمند ساختن جامینیاید ز دل سرمه دانیت خوشچو نبود ازان دیده ات سرمه کش
- بخش ۵۲ - حکایت خصومت غلام و خاتون مرزبان مرو با یکدیگر و بهتان آموختن غلام مر طوطیان را و ظاهر شدن آن بهتان جامیدو طوطی ز بازار مرغان خریدکزان گونه مرغان سلیمان ندید
- بخش ۵ - مناجات در تضرع و ابتهال به حضرت ذوالجلال والافضال جل جلاله و عم نواله جامیدیده ای ده سزای دیدارتجانی آرام جای اسرارت
- بخش ۵۴ - مقاله هفدهم در اشارت به حسن خوبان و جمال محبوبان که دلفریب ترین گل این بهارستانند و ناشکیب ترین نقش این نگارستان جامیقبله هر دیده ور این آینه ستمنظر اهل نظر این آینه ست
- بخش ۱۰ جامی… می کشتند من بیرون کوفه بر بام سرایی که بر صحرا مشرف بود نشسته بودم که دیدم علمهای سیاه از کوفه بیرون آمد.
- بخش ۱۳ - آغاز سخن گستری به شروع در خردنامه اسکندری جامیشود عرصه دهر آباد ازودل و جان غمدیدگان شاد ازو
